محمد حسن خان اعتماد السلطنه
716
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
اگر اصلى داشته است مربوط است به سوداى خريد كشتى در 1301 زمانى كه مخبر الدوله به اروپا عازم بود و بتوسط او و پسرش مرتضى قلى خان صنيع الدوله شاه اقدام به خريد يك كشتى كوچك كرد به بهاى هفتاد و پنج هزار تومان به نام پرسپليس ناميده شد و مدتى در خليجفارس مختصر فعاليتى داشت ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 355 ) و چون همه چيز و همه كار آن بسته به خارجيان بود و خرج داشت شاه از آن دلسرد گشت . بعد از آن كشتى كوچكتر ديگرى هم خريده شد به نام شوش كه در كارون رفتوآمد مىكرد . براى اطلاع از اين دو كشتى رجوع شود به كتاب ايران و قضيهء ايران ( ج 2 ص 475 - 477 ) . اقدام ديگرى كه در زمينهء امور دريائى به عمل آمد فرستادن پنج نفر محصل بود به اتفاق حاج شيخ محسن خان سرتيپ مستشار سفارت ايران در پاريس ، به لندن كه در آنجا به صوابديد ناصر الملك وزير مختار ايران مشغول تحصيل علوم بحرى شوند ( روزنامهء دولت عليه ايران ، ص 551 ) . ولى سرنوشت آنها و تحصيلشان روشن نشد و در چند صفحه بعد آمده است كه با خريدن كشتى براى خليج فارس و درياى خزر ، ايران عنوان وزارت بحريه بهم رسانيده و در تاريخ تبييض مسودات اين كتاب به جناب حاج شيخ محسن خان سفير كبير مقيم اسلامبول تفويض گرديده . ولى گويا اين امر هم از هوسها و تشكيلات بىدوام بوده است . در 1279 نيز براى مراكب بحريهء تبعهء دولت ايران وضع علم مخصوص شد كه اسباب امتياز و تشخيص آنها باشد . براى شرح مفصلتر راجع به دريانوردى ايران رجوع شود به دو كتاب دريا - نوردى ايرانيان تأليف هادى حسن استاد هندى و اسمعيل رائين . وزارت حرمخانه ( ص 143 - ص 104 چاپ اول ) سازمان مستقلى به اين نام جائى نديدهام . اما وضع حرم شاه طورى بود كه مىتوانست يك وزارتخانه داشته باشد . شاه علاوه بر چهار زن عقدى يكصد و شش صيغه داشت كه مجموعا با خدمت كاران عدهء آنها به يك هزار و دويست مىرسيد و چون زنان و صيغههاى شاه تقريبا هميشه مهمان داشتند جمعيت اندرون هيچوقت كمتر از يكهزار و ششصد نفر نبود و به قول كاساكوفسكى فرمانده قزاقخانه در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه يك ارتش پانصد هزار نفرى را آسانتر تحت فرمان نگاه مىتوان داشت تا يك عده يكهزار و پانصد نفرى زن و از اين لحاظ قهروصلح و گلهونفرين و انواع مكرهاى زنانه در دربار بسيار و غالبا باعث دردسر شاه بود . برخى از زنان شاه كه مقربتر بودند خود وزير داشتند ، مثل شكوه السلطنه كه وزير او حاجى محمد خان از اقوام حاج محمد رحيم خان پسر حاجى محمد كريم خان بود ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 809 ) و امين اقدس كه وزير او آقا محمد حسن ضرابى